بخش ۴۸ - پیدا کردن دشمنی برای خدای تعالی که کدام بود
امام محمد غزالیبدان که هرکه مطیعان را دوست دارد برای خدای تعالی به ضرورت کافران را و فاسقان را و ظالمان را دشمن دارد که هرکه کسی را دوست دارد دوست وی را دوست دارد و دشمن وی را دشمن دارد و خدای تعالی این قوم را دشمن دارد پس اگر مسلمانی باشد فاسق باید که برای مسلمانی وی را دوست دارد و برای فسق وی را دشمن دارد و میان دوستی و دشمنی جمع کند چنان که اگر کسی یک فرزند وی را خلعتی دهد و یک فرزند را جفا کند و بزند از وجهی وی را دوست دارد و از وجهی دشمن دارد و این محال نبود چه اگر کسی سه فرزند دارد یکی زیرک و فرمانبردار و یکی ابله و نافرمانبردار و یکی ابله فرمانبردار یکی را دوست دارد و یکی را دشمن و این سوم را از وجهی دوست دارد از وجهی دشمن و اثر آن به معاملت پدید آید تا یکی را اکرام می کند و یکی را اهانت و آن دیگر را میان اکرام و اهانت می دارد
و در جمله هرکه با خدای تعالی خلاف کند به معصیت باید که همچنان بود که با تو کند به مقدار مخالفت وی را دشمن داری و به مقدار موافقت دوست می داری باید که اثر آن در سخن و مخالطت و معاملت پیدا آید تا با عاصی گرفته روی باشی و سخن درشت گویی و با کسی که فسقش بیش بود گرفته تر باشی
و چون از حد بیرون شود زبان بازگیری و اعراض کنی و در حق ظالم مبالغت بیشتر کنی از آن که در حق فاسق مگر کسی که ظلم بر خاص تو کند آنگاه عفو کردن و احتمال نیکوتر بود و سیرت سلف در این مختلف بوده است و گروهی مبالغت کرده اند در درشتی برای صلابت و سیاست شرع را
