بخش ۶۰ - آفات عزلت
امام محمد غزالیبدان که از مقاصد دینی و دنیایی بعضی است که جز از دیگران حاصل نمی آید و جز به مخالطت راست نشود و در عزلت فوت آن است و فوات آن آفت عزلت است و آن شش است
آفت اول
بازماندن از علم خواندن و تعلیم کردن بدان که هرکه علمی که بر وی فریضه است نیاموخته باشد او را عزلت حرامت است و اگر فریضه آموخت و فهم نتواند کرد و خواهد که عزلت گیرد برای عبادت روا باشد و اگر تواند که علوم شرع تمام بیاموزد وی را عزلت گرفتن خسرانی عظیم باشد چه هرکه پیش از علم حاصل کردن عزلت گیرد بیشتر اوقات به خواب و بیکاری و اندیشه پراکنده ضایع کند و اگر همه روز به عبادت مشغول بود چون علم محکم نکرده باشد از غرور و مکر خالی نباشد در عبادت و از اندیشه خطا و محال خالی نباشد در اعتقاد و خواطری که وی را درآید در حق خدای تعالی باشد که کفر باشد یا بدعت و وی نداند
و در جمله عزلت علما را شاید نه عوام را که عامی چون بیمار بود وی را نشاید که از طبیب بگریزد و خود طبیبی خویش کند که زود هلاک شود
اما تعلیم کردن درجه آن بزرگ است عیسی می گوید ع که هرکه علم داند و بدان کار کند و دیگران را بیاموزد وی را در ملکوت آسمان عظیم خوانند و تعلیم با عزلت راست نیاید پس تعلیم از عزلت اولیتر و این به شرط آن بود که نیت وی نیت متعلم بود نه طلب جاه و مال و باید که علمی تعلیم کند که در دین نافع بود و آن که مهم تر بود پیش دارد مثلا چون به طهارت ابتدا کرد بگوید که طهارت جامه و پوست مختصر است و مقصود از وی طهارت دیگر است ورای آن و آن طهارت چشم و گوش و زبان و دست و جمله اندام هاست از معاصی و تفصیل آن بگوید و بفرماید تا بدان کار کند و اگر کار نکند و علمی دیگر طلب کند مقصود وی جاه است و چون از طهارت فارغ شد بگوید که مقصود از این طهارت طهارتی دیگر است ورای آن و طهارت دل است از دوستی دنیا و از هرچه جز حق است تعالی
