بخش ۶۳ - باب اول
امام محمد غزالیبدان که سفر پنج قسم است
سفر اول
در طلب علم است و این سفر فریضه بود چون تعلم علم و فریضه بود و سنت بود چون تعلم سنت بود و سفر برای طلب علم بر سه وجه بود
وجه اول آن که علم شرح بیاموزد و در خبر است که هرکه از خانه خویش بیرون آید به طلب علم وی در راه خدای تعالی است تا بازآید و در خبر است که فرشتگان پرهای خویش گسترده دارند برای طالب علم و کس بوده است از سلف که برای یک حدیث سفر دراز کرده است و سفیان ثوری می گوید اگر کسی از شام تا یمن سفر کند تا یک کلمه بشنود که وی را در راه دین از آن فایده ای باشد سفر وی ضایع نباشد لیکن باید که سفر برای علمی کند که زاد آخرت بود و هر عملی که وی را از دنیا و آخرت نخواند و از حرص به قنات نخواند و از ریا به اخلاص نخواند و از پرستیدن خلق به پرستیدن حق نخواند آن علم سبب نقصان بود
وجه دوم آن که سفر کند تا خویشتن را و اخلاق خویشتن را بشناسد تا به علاج صفاتی که در وی مذموم بود مشغول شود و این نیز مهم است که مردم تا در خانه خویش بود و کارها به مراد وی می رود به خویشتن گمان نیکو برد و پندارد که نیکو اخلاق است و در سفر پرده آن اخلاق باطن برخیزد و احوالی پیش آید که ضعف و بدخویی و عاجزی خویش بشناسد و چون علت بازیابد به علاج مشغول تواند شد و هرکه سفر نکرده باشد در کارها مردانه نباشد
