بخش ۷۴ - آداب محتسب
امام محمد غزالیبدان که محتسب را از سه خصلت چاره نیست علم و ورع و حسن خلق که چون علم ندارد منکر از معروف باز نشناسد و چون ورع نبود اگرچه باز شناسد کار به غرض کند و چون خلق نیکو نبود چون او را برنجانند و خشم او برآید خدای را فراموش کند و برحد بنایستد و آنچه کند به نصیب نفس کند نه به نصیب حق حسبت او معصیت گردد
و از این بود که امیر المومنین رضی الله عنه علی کافری بیفکند تا بکشد وی آب دهان در وی پاشید بازگشت و نکشت و گفت خشمگین شدم ترسدم که برای خدای تعالی نکشته باشم و عمر یکی را دره بزد آنکس دشنام داد دیگرش نزد گفتند چرا تقصیر کردی گفت تا این زمان او را به حق زدم اکنون که او دشنام داد اگر بزنم به قهر زده باشم
و برای این گفت رسول ص حسبت نکند الا مردی که فقیه بود بدانچه فرماید و در آنچه نهی کند و حلیم بود در آنچه بفرماید و در آنچه نهی کند و رفیق بود در آنچه فرماید و در نچه نهی کند و حسن بصری گوید هرچه بخواهی فرمود باید که اول فرمانبردار تو باشی که بدان کار کنی و این از ادب است اما شرط نیست که رسول ص را پرسیدند که امر معروف و نهی از منکر نکنیم تا اول همه به جای نیاوریم گفت نه اگر همه به جای نیاورده باشد حسبت بازمگیرید
و از آداب محتسب آن است که صبور باشد و تن در رنج دردهد که خدای تعالی می گوید و امر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر ما اصابک و هرکه به رنج صبر نتواند کرد حسبت نتواند کرد
