بخش ۹ - پیدا کردن تدبیر شناختن بیماری دل و عیوب نفس
امام محمد غزالیبدان که چنان که درستی تن و دست و پا و چشم بدان بود که هریکی آنچه وی را برای آن آفریده اند برای قادر بود بتمامی تا چشم نیکو بیند و پا نیک رود همچنین درستی دل بدان بود که آنچه خاصیت وی است در اصل فطرت و وی را بدان آفریده اند بر وی آسان بود و آن را که طبع وی است اندر اصل دوستدار بود و این اندر دو چیز پدید آید یکی اندر ارادت و یکی اندر قوت
اما اندر ارادت آن که هیچ چیز را دوست تر از حق تعالی ندارد که معرفت حق تعالی غذای دل است چنان که طعام غذای تن است هرتن که شهوت طعام از وی بشد یا ضعیف گشت بیمار است و هردل که محبت حق تعالی از وی برفت یا کمتر شد بیمار است و برای این است که حق تعالی گفت ان کان آباوکم و ابناوکم الایه گفت اگر پدران و پسران و مال و تجارت و عشیرت و قرابت و هرچه دارید دوست تر همی دارید از خدای و رسول و غزوکردن در راه او صبر همی کنید تا فرمان خدای تعالی در رسد تا ببینید
و اما اندر قدرت آن است که فرمان حق تعالی بر وی آسان گشته باشد و حاجت نیابد که خویشتن را بر آن دارد بلکه خود لذت وی باشد چنان که رسول ص گفت جعلت قره عینی فی الصلوه
پس کسی که این دو معنی از خویشتن نیابد علامتی درست بود در بیماری دل به علاج مشغول باید شد و باشد که پندارد که بدین صفت است و نباشد که آدمی به عیب خویش نابینا باشد و عیوب خویش به چهار طریق بتوان دانستن
