بخش ۲۹ - فصل (غیبت کردن به دل همچنان حرام است که به زبان)
امام محمد غزالیبدان که غیبت کردن به دل همچنان حرام است که به زبان و چنان که نشاید که نقصان کسی با دیگری گویی نشاید که فراخویش نیز گویی و غیبت به دل آن باشد که گمان بد بری به کسی بی آن که از وی به چشم چیزی بینی یا به گوش شنوی یا یقین دانی رسول ص گفت حق تعالی خون مسلمانان و مال وی و آن که به وی گمان بد برند هرسه حرام کرده است و هرچه اندر دل افتد که آن نه یقین بود و نه از قول دو عدل باشد شیطان اندر دل افگنده بود و حق تعالی همی گوید ان جاء کم فاسق بنبا فتبینوا از حاکم فاسق سخن باور مکنید و هیچ فاسق چون شیطان نیست و حرام آن بود که دل خویش را بدان قرار دهی اما خاطری که بی اختیار درآید و تو آن را کاره باشی بدان مأخذ نباشی رسول ص می گوید مومن از گمان بد خالی نباشد ولیکن سلامت وی از آن بود که اندر دل خویش تحقیق نکند و تا احتمال را جای و مجال بود بر وجهی نیکوتر حمل کند
و نشان آن که تحقیق کرده باشد آن بود که بر دل وی گران تر شود آن کس و اندر مراعات وی تقصیر کردن گیرد اما چون به دل و زبان و معاملت با وی هم بر آن باشد که بود نشان آن است که تحقیق نکرده است اما اگر از یک عدل بشنود باید که توقف کند و دروغ زن ندارد وی را که گمان بد بردن بدین عدل هم روا نبود و نه نیز فاسق ولیکن گوید حال آن مرد بر من پوشیده بود چون حال این مرد اکنون نیز پوشیده است پس اگر داند که میان ایشان عداوتی و حسدی باشد توقف اولیتر و اگر آن مرد را عدل تر می داند میل به وی بیش باید که بود
و هرگاه که گمان بد در دل وی افتاد به کسی آن اولیتر بود که بدان کس تقربی زیادت کند که شیطان را خشم آید و آن گمان کمتر شود و چون به یقین بدانست غیبت نکند ولیکن به خلوت نصیحت کند و بارنامه نکند اندر نصیحت بلکه اندر نصیحت اندوهگین شود تا هم به سبب مسلمانی اندوهگین شده باشد و هم نصیحت کرده باشد و مزد هردو بباید
