بخش ۳۰ - فصل (اندر علاج غیبت)
امام محمد غزالیبدان که شره غیبت اندر دل بیماری است و علاج آن واجب باشد و علاج آن از دو گونه است
اول علاج عملی و آن دو چیز است یکی آن که اندر این اخبار که اندر غیبت آمده است تامل کند و بداند که به هر غیبت که کند حسنات از دیوان او باز آن نقل خواهند کرد و رسول ص همی گوید غیبت حسنات بنده را همچنان نیست کند که آتش هیزم خشک را و باشد که وی را خود یک حسنات بیشتر نباشد از سییات بدین غیبت که بکند کفه سییات وی زیادت شود و بدین سبب به دوزخ شود دیگر آن که از غیبت خود بیندیشد و بداند که آن کس نیز اندر عیب همچنان معذور است که وی و اگر هیچ عیب نداند خویش را بداند که جهل وی به عیب از همه عیبها بیش است پس اگر راست همی گوید هیچ عیب بیش از گوشت مردار خوردن نیست خویشتن بی عیب را با عیب چرا کند و به شکر مشغول شود و بداند که اگر وی تقصیر همی کند در آن فعل هیچ بنده از تقصیری خالی نیست و چون خود بر حد شرع راست نمی تواند بود اگر همه اندر صغیره بود و با خود همی برنیاید از دیگران چه عجب دارد و اگر در آفرینش وی عیب است بداند که این عیب صانع کرده باشد که آن به دست وی نیست تا وی را سلامت رسد
اما علاج تفصیلی آن است که نگاه کند که چه وی را بر غیبت همی دارد و آن از هشت چیزی بیرون نبود
