بخش ۵۶ - پیدا کردن علاج حرص و طمع
امام محمد غزالیبدان که داروی وی معجونی است از تلخی صبر و شیرینی علم و دشواری عمل و همه داروهای بیماری دل از این اخلاط باشد و حاصل این علاج پنج چیز است
علاج اول عمل است چنان که خرج خویش با اندکی آورد به جامه درشت و نان تهی قناعت کند و نان خورش گاه گاه اینقدر بی طمع و بی حرص به دست می آید و رسول ص گفت سه چیز است که نجات خلق اندر آن است ترسیدن از خدای سبحانه و تعالی اندر سر و آشکارا و خرج کردن بنوا در درویشی و توانگری و انصاف دادن اندر خشم و خشنودی و یکی بودردا رضی الله عنه را دید که هسته خرما می چید و می گفت رفق در معیشت نگاهداشتن از فقه مرد بود و رسول ص گفت هرکه خرج بنوا کند حق تعالی او را بی نیاز کند و هرکه خرج بی نوا کند وی را درویشی داد و هرکه خدای را یاد کند حق تعالی وی را دوست دارد و گفت ص خرج به تدبیر و آهستگی یک نیمه معیشت است
علاج دوم آن که چون کفایت روز یافت دل اندر مستقبل چندان نبندد که امل وی دراز شود و آرام نگیرد در طلب آن و شیطان او را غلبه کند چنان که گفت الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء خواهد که تو را از بیم رنج درویشی فردا امروز به نقد اندر رنج دارد و بر تو همی خندد که باشد که خود فردا نیاید و اگر بیاید رنج آن بیش از آن نخواهد بود که امروز به نقد خود را در آن افکند و حذر از این بدان بود که بداند روزی به سبب حرص حریص زیادت نشود و آنچه مقدر است لابد برسد رسول ص به ابن مسعود بگذشت و او را سخت اندوهگین دید او را گفت غم بسیار بر دل منه که هرچه تقدیر کرده باشد بشود و آنچه روزی توست برسد لابد و باید که بداند که روزی بنده بیشتر از جایی بود که نپندارد چنان که گفت و من یتق الله یجعل مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و سفیان ثوری گفت پرهیزگار باش که هرگز هیچ پرهیزگار از گرسنگی نمرد یعنی حق سبحانه و تعالی دل خلق بر تو چنان گرداند که به شفقت کفایت تو ناخواسته همی رساند و بوحازم رحمهم الله گفت هرچه هست دو قسم است آنچه روزی من است بی تعجیل من برسد و آنچه روزی من نیست به جهد همه اهل آسمان و زمین به من نرسد
