بخش ۸۰ - پیدا کردن رخصت دست بداشتن از خیرات از بیم ریا
امام محمد غزالیبدان که طاعت بر سه درجه است یکی آن است که به خلق تعلق ندارد چون نماز و روزه و یکی آن است که به خلق تعلق دارد چون خلافت و قضا و ولایت یکی آن است که هم در خلق اثر کند و هم اندر عامل چون وعظ و تذکیر
قسم اول که به حق تعلق دارد چون نماز و روزه و حج نشاید دست بداشتن از بیم ریا اصلا نه فریضه و نه سنت ولیکن خاطر ریا اگر ابتدای عبادت اندر آید یا اندر میانه جهد کند تا دفع افتد و نیت عبادت تازه کند و به سبب دیدار خلق اندر عبادت نیفزاید و نکاهد مگر جایی که نیت عبادت خود هیچ نماند و همه ریا بود آنگاه این خود عبادت نبود اما تا اصل نیت همی ماند نشاید که عبادت دست بدارد
فضیل می گوید ریا آن باشد که از عبادت دست بدارد از بیم نظر خلق اما چون عبادت کند برای خلق آن شرک بود و بدان که شیطان آن خواهد که تو عبادت نکنی و چون عاجز آید تو را گوید مردمان همی نگرند و این ریاست نه طاعت تا به تلبیس تو را از طاعت بازدارد اگر بدین التفات کنی و بگریزی و به مثل اندر زیر زمین شوی هم این بگوید که مردمان همی دانند که بگریخته ای و زاهد شده ای و این نه زهد است که این ریاست پس طریق آن باشد که با وی گویی دل با خلق داشتن و به ترک طاعت بگفتن به سبب ایشان هم ریاست بلکه دیدن و نادیدن خلق برابر است همان عادت که داشته ام همی کنم و انگارم که خلق نمی بینند چه دست بداشتن از بیم خلق چنان بود که کسی گندم به غلام خود دهد که پاک کن وی بنه کند و گوید ترسیدم که اگر پاک کردمی صافی نتوانستمی کردن گویند ای ابله اکنون اصل دست بداشتی و در این نیز هم پاک کردن حاصل نیامد پس بنده را به اخلاص اندر عمل بود
