بخش ۸۱ - فصل (نشاط عبادت همیشه ریا نبود)
امام محمد غزالیبسیار وقت بود که به سبب مردمان نشاط عبادت پدید آید و آن نشاط درست باشد و از ریا نبود که مومن همیشه اندر عبادت راغب باشد ولیکن بود که عایقی از آن منع کند و باشد که به سبب مردمان آن عایق برخیزد یا آن نشاط حرکت کند چنان که کسی اندر خانه بود تهجهد بر وی دشوار بود که با اهل به خواب و حدیث مشغول شود یا جامه خواب ساخته بود و چون به خانه دیگری افتد این عوایق برخیزد و نشاط عبادت پیدا آید یا اندر خانه غریب افتد خواب نیاید به نماز مشغول شود یا قومی را بیند که همه به نماز مشغول اند نشاط وی نیز بجنبد و گوید من نیز موافقت کنم که مرا نیز به ثواب حاجت کمتر از ایشان نیست و یا جای دیگر بود که روزه همی دارند و یا طعام ببرک نبود نشاط روزه پدید آید یا قومی را بیند که اندر مسجد نماز تراویج می کنند و اندر خانه کاهل باشد چون ایشان را بیند کاهلی بشود و به قوت موافقت و یاروز آدینه خلق را بیند همه به حق مشغول وی نیز نماز و تسبیح کردن گیرد زیادت از آن که هر روزی این همه ممکن بود که اندر وی هیچ ریا نبود و شیطان وی را گوید مکن این که به سبب مردمان پدید آمد این ریا باشد و بود که نشاط به سبب مردمان بود نه به رغبت خیر و زوال عوایق و شیطان گوید که مکن و ملایکه گویند که بکن که این رغبت خود اندر تو بود ولیکن عوایق اندر پیش بود اکنون عوایق برخاست پس باید که این هردو از یکدیگر جدا کند و نشان آن بود که تقدیر کند که اگر آن قوم وی را نبیند و وی ایشان را همی بیند این نشاط همچنین بر جای باشد اگر بر جای خود بود سبب رغبت خیر است اگر نبود ریاست پس باید که دست بدارد و اگر هردو باشد هم رغبت خیر و هم دوستی ثنای خلق نگاه کند تا غالبتر کدام است اعتماد بر آن کند
