بخش ۸۶ - پیدا کردن درجات کبر
امام محمد غزالیبدان که کبر بعضی از بعضی عظیمتر است و فاحش تر است و تفاوت این از آن خیزد که تکبر وی یا بر خدای تعالی بود یا بر رسول ص یا بر بندگان
درجه اول تکبر است به خدای تعالی چون تکبر نمرود و فروعون و ابلیس و کسانی که به حق نگرویدند و به خدای دعوی کردند و از بندگی ننگ داشتند و حق تعالی گفت لن یستنکف المسیح ان یکون عبدالله و لا الملیکه المتقربون نه عیسی از بندگی ننگ دارد و نه فرشتگان مقرب
درجه دوم تکبر بود بر رسول ص چنان که کفار قریش کردند و گفتند که ما آدمیی را همچون خویشتن سرفرود نیاوریم چرا فرشته ای به ما نفرستادند و یا چرا مردی محتشم نفرستادند و یتیمی فرستادند و قالوا لو لا نزل هذا القرآن علی رجل من المقربین عظیم و ایشان دو گونه بودند گروهی کبر حجاب ایشان گشت تا خود تفکر نکردند و نبوت وی بشناختند چنان که گفت سا صرف عن آیاتی الذین یتکبرون فی الارض بغیر الحق گفت متکبران را راه ندهم تا آیات حق بینند و گروهی همی دانستند ولیکن انکار همی کردند و به سبب کبر طاقت نداشتند که اقرار دهند چنان که گفت و جهد وابها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوا
درجه سوم آن بودکه بر بندگان تکبر کنند و به چشم حقارت نگرند و سخن ایشان قبول نکنند و خود را بهتر شناسند و بزرگتر دانند و این اگرچه دون آن دو درجه است ولیکن عظیم است از دو سبب یکی آن که بزرگی صفت خدای تعالی است بنده ضعیف عاجز را که از کار وی هیچ به دست وی نیست او را بزرگی از کجا رسد تا خویشتن را کسی داند و چون خویشتن را بزرگ داند خدای را اندر صفت وی منازعت کرده باشد و مثل وی چون غلامی بود که کلاه ملک بر سر نهد و بر تخت نشیند نگاه کن که چگونه مستحق مقت و عقوبت بود و از این گفت حق تعالی العظمه ازاری و الکبریا ردایی فمن نازعنی فیهما قصمته گفت عظمت و کبریا صفت خاص من است هرکه با من در این منازعت کند وی را هلاک کنم پس تکبر بر بندگان هیچ کس را نرسد جز آفریدگار را اگر بنده وی بر ایشان تکبر بکند منازعت کرده باشد چون کسی که غلامان خاص ملک را خدمت فرماید که آن جز به ملک لایق نباشد
