بخش ۹۰ - علاج به تفصیل
امام محمد غزالیاما علاج به تفصیل آن است که نگاه کند تا تکبر چه می کند اگر به سبب نسب همی کند باید که نسب خویش بداند که حق تعالی بیان کرده است و گفته و بدا خلق الانسان من طین ثم جعل من سلاله من ما مهین گفت اصل تو از خاک است و نسب از نطفه پس نطفه پدر است و خاک جد و از این دو خوارتر نیست اگر گویی آخر پدر اندر میان است میان تو پدر تو نطفه و علقه و مضغه و بسیاری رسواییهاست چرا اندر این ننگری و عجبتر آن که پدرت اگر خاک بیختی یا حجامی کردی تو از وی ننگ داشتی که او دست به خاک و خون کرده است و تو خود از خاک و خونی چرا فخر همی کنی
و چون این بشناختی مثل تو چون کسی بود که پندارد علوی است دو گواه گواهی دهند که او بنده است و فرزند فلان حجام است و وی را روشن گردانند که چنین است چون این بدانست دیگر تکبر نکند و نیز نتواند کرد و دیگر آن که هر که به نسب نازد به دیگری نازنده بود و فضل باید که در تو باشد که اگر از بول آدمی کرمی خیزد وی را فضل نبود بر کرمی که از بول اسب خیزد
و اگر کبر به سبب جمال می کند باید که هر که به جمال خویش فخر می کند اندر باطن خویش نگرد تا فضایح بیند و نگاه کند که اندر شکم وی و اندر مثانه وی و اندر رگ وی و اندر بینی وی و گوش وی و اندر همه اعضای وی چه رسوایی است که هر روز به دست خویش بشوید از خویشتن که نه طاقت آن دارد که آن به چشم بیند و بوی آن بشنود و همیشه حمال آن است و آنگاه کند که آفرینش وی از خون حیض و نطفه است و به راه گذر بول گذرد تا اندر وجود آید
