بخش ۹۲ - حقیقت عجب و ادلال
امام محمد غزالیبدان که هر که را حق تعالی نعمتی داد چون علم و توفیق عبادت و غیر آن و از زوال آن هراسان بود و همی ترسد که از وی بازستانند این معجب نبود و اگر ترسان نباشد و بدان شاد بود از آن وجه که نعمت و عطیت حق تعالی است نه از آن وجه که صفت وی است هم معجب نباشد اما اگر شاد بدان بود که صفت وی است و از آن غافل ماند که این نعمت حق تعالی است و از هراس آن خالی بود این شادی بدین صفت عجب باشد و اگر باز آن به هم خود را حقی داند بر خدای تعالی و این عبادت خویش خدمتی پسندیده داند این را ادلال گویند که خود را دالتی همی داند و چون کسی را چیزی دهد و آن عظیم بود اندر دل وی معجب بود و اگر با آن به هم از وی خدمت و مکافات بیوسد ادلال این بود و رسولص گفت که نماز کسی که بدان دالت کند از سر وی برنگذرد و گفت اگر همی خندی و به تقصیر خویش مقری بهتر از آن که همی گریی و آن کاری دانی
