بخش ۹۷ - پیدا کردن علاج غفلت و نادانی
امام محمد غزالیبدان که بیشتر خلق که محبوب اند به سبب غفلت اند و همانا که از صد نود و نه از این باشد و معنی این غفلت آن است که از کار آخرت خبر ندارند و اگر خبر دارندی تقصیر نکردندی که آدمی را چنان آفرید اند که چون خطر بیند حذر کند اگرچه به رنج بسیار حاجت آید ولیکن این خطر به نور نبوت بتوان دید یا به منادی نبوت که به دیگران رسد یا به منادی علما که ورثه انبیایند هرکه بر سر راه خفته ماند وی را هیچ علاج نبود جز آن که بیداری مشفق فرا وی رسد و وی را بیدار کند و این بیدار مشفق پیغمبر است و نایبان وی و علمای دین و همه انبیا را بدین فرستاده اند چنان که حق تعالی همی گوید لتنذر قوما ما انذر آباوهم فهم غافلون و گفت لتنذر قوما ما اتیهم من نذیر من قبلک همی گوید تو را که محمدی بدان فرستادیم تا خلق را از خواب غفلت بیدار کنی و فرا همه بگویی که ان الانسان لفی خسر همه را بر کنار دوزخ آفریده اند فاما من طغی و اثر الحیوه الدنیا فان الجحیم هی الماوی و اما من خاف مقام ربه مقام ربه نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی هرکه روی به دنیا آورد و از پی هوا فرا شدن گیرد به دوزخ افتاد که مثل هوای وی چون حصیری است به سر چاه دوزخ فراکرده هرکه بر حصیر برود لابد اندر چاه افتد و هرکه شهوت را خلاف کرد به بهشت افتاد و مثل شهوت چون عقبه ای است بر راه بهشت که هرکه از وی اندر گذشت لابد به بهشت رسد
