بخش ۷ - پیدا کردن گناه صغایر و کبایر
امام محمد غزالیبدان که توبه از گناه بود و گناه هرچند صغیره تر باشد سهلتر بود چون اصرار نکند و اندر خبر است که نمازهای فریضه کفارت همه گناه است مگر کبایر و نماز جمعه کفارت است همه گناهان را تا به جمعه مگر کبایر و حق تعالی گفته است ان تجتنبوا کبایر ما تنهون عنه تکفر عنکم سیاتکم اگر از کبایر دست بدارید صغایر عفو کنم پس فریضه است بدانستن که کبایر کدام است و صحابه را در این خلاف است بعضی گفته اند که هفت است و بعضی گفته اند که بیشتر است و بعضی گفته اند که کمتر
و ابن عباس بشنید که ابن عمر رضی الله عنه همی گوید که کبایر هفت است گفت به هفتاد نزدیکتر است از آن که به هفت و بوطالب که قوت القلوب کرده است همی گوید از جمله اخبار و اقوال صحابه جمع کرده ام هفده کبیره است چهار اندر دل کفر و عزم و اصرار کردن بر معصیت اگرچه صغیره بود چنان که کسی کار بد همی کند و اندر دل ندارد که هرگز توبه کند و دیگر نومیدی از رحمت که آن را قنوط گویند و دیگر ایمنی از مکر خدای تعالی چنان که ساکن شود که من خود ایمن شده ام و چهار اندر زبان یکی گواهی زور که حقی اندر آن باطل شود دیگر قدف صریح چنان که حد اندر آن واجب آید سوم سوگند به دروغ که بدان مالی یا حقی از کسی ببرد چهارم جادویی که آن نیز به کلماتی باشد که بر زبان برود و سه اندر شکم یکی خوردن هرچه مستی آورد و دیگر مال یتیم خوردن سوم ربا خوردن و دادن و دو اندر فرج زنا و لواطه و دو اندر دست کشتن و دزدی کردن بر وجهی که حد واجب آید و یکی اندر پا و آن گریختن است از صف کافران چنان که یکی از دو بگریزد و ده از بیست اما چون زیادت شوند گریختن روا بود و یکی اندر جمله تن و آن حقوق مادر و پدر است
