بخش ۸ - فصل (پیدا کردن آنچه صغایر بدان کبایر شود)
امام محمد غزالیبدان که صغیره امیدوار بود که عفو وی را دریابد ولیکن به بعضی از اسباب عظیمتر گردد و خطر آن نیز صعب بود و آن شش است
اول آن که اصرار کند چون کسی که پیوسته غیبت کند و جامه ابریشمین دارد یا سماع بر ملاهی کند که چون معصیتی بر دوام رود اثر آن در تاریکی دل عظیم بود همچنان که طاعتی که بر دوام رود اثر آن اندر روشنی عظیم بود و برای این بود که رسول ص گفت بهترین کارها آن است که پیوسته بود اگرچه اندک بود و مثل این چون قطره آب باشد که متواتر بر سنگی همی آید لابد سنگ سوراخ شود و اگر آن به یک بار بر وی ریختندی آن اثر نکردی پس که هرکه به صغیره ای مبتلا شود باید که استغفار همی کند و پشیمانی همی خورد و عزم همی کند که نیز نکند تا گفته اند که کبیره به استغفار صغیره است و صغیره به اصرار کبیره
دوم آن که گناه را خرد دارد و به چشم حقارت به وی همی نگرد گناه بدین بزرگ شود و چون گناه را عظیم دارد خرد گردد چه عظیم داشتن از ایمان و خوف خیزد و این دل را حمایت کند از ظلمت گناه تا پس اثری نکند و خرد داشتن از غفلت و الفت گرفتن بود با گناه و این دلیل آن کند که با دل مناسبت گرفته است و مقصود از همه دل است هرچه در دل اثر بیش کند آن عظیمتر است و اندر خبر است که مومن گناه خویش را چون کوهی بیند که بر زبر وی باشد و همی ترسد که بر وی افتد و منافق چون مگسی بیند که بر بینی نشیند و بپرد و گفته اند گناهی که نیامرزند آن است که بنده گوید این سهل است کاشکی همه گناه من چنین بودی و وحی آمد به بعضی از انبیا که به خردی گناه منگرید به بزرگی آن نگرید که فرمان او را خلاف همی کنید و هر بنده که به جلال حق تعالی عارف تر خطر این گناه نزدیک وی عظیمتر یکی از صحابه همی گوید شما کارها همی کنید که آن چون موی دانید و ما هر یکی از آن چند کوهی دانستیمی و بر جمله سخط حق تعالی اندر معاصی پنهان است و ممکن است که اندر آن است که تو آن را آسان تر همی بینی چنان که گفت و تحسبوا هینا و هو عندالله عظیم
