بخش ۳۷ - فصل (اسباب سوء خاتمت)
امام محمد غزالیبدان که معنی سوء خاتمت که همه از آن ترسند آن است که ایمان وی بازستانند به وقت رفتن و این را اسباب بسیار است و علم این پوشیده است ولکن آنچه اندر این کتاب بتوان گفت آن است که این از دو سبب خیزد یکی آن که بدعتی باطل اعتقاد کند و عمر بر آن بگذارد و گمان نبرد که آن خود خطا تواند بود در نزدیکی مرگ کارها کشف افتد باشد که وی را خطای وی کشف کنند و بدان سبب در دیگر اعتقادها که داشته است نیز به شک افتد که اعتماد برخیزد از اعتقاد خویش و بر این شک برود و این خطر مبتدع را بود و کسی را که راه کلام و دلیل سپرد اگرچه با ورع و پارسا باشد اما ابلهان و اهل سلامت که مسلمانی به ظاهر چنان که در قرآن و اخبار است بگرفته باشند از این ایمن باشند
از این گفت رسول ص علیکم بدین العجایز و اکثر اهل الجنه البله و سلف بدین سبب بود که از کلام و بحث و جست و جوی حقیقت کارها منع کردندی که دانستندی که هرکسی طاقت آن ندارد و در بدعتی افتد سبب دیگر آن بود که ایمان در اصل ضعیف باشد و دوستی دنیا غالب و دوستی خدای تعالی ضعیف باشد به وقت مرگ چون بیند که همه شهوتهای وی از وی بازمی ستانند و از دنیا وی را به قهر بیرون می برند و جایی می برند که نمی خواهد باشد که بدین سبب کراهتی از آن که با وی این می کند با وی بازگردد و آن دوستی ضعیف نیز باطل شود چون کسی که فرزندی را دوست دارد ولکن دوستی ضعیف چون فرزند چیزی راکه معشوق وی بود و از فرزند دوست تر دارد از وی بازستاند فرزند را دشمن گیرد و آن مقدار دوستی که بود باطل شود
