بخش ۴۹ - پیدا کردن آن که سوال بی ضرورت حرام است
امام محمد غزالیبدان که رسول ص گفت سوال از فواحش است و فواحش به جز به ضرورت حلال نشود و سبب آن که از فواحش است آن است که در آن سه کار بد است یکی آن که اظهار درویشی شکایت است از حق تعالی و اگر غلام کسی از دیگری چیزی بستاند یا خواهد در خواجه طعن کرده است و کفارت این آن است که جز به ضرورت نگوید و بر سبیل شکایت نگوید دیگر آن که خود را خوار کرده باشدو نیست مومن را که خویشتن را جز پیش حق تعالی خوار کند و خلاص از این بدان یابد که تا تواند سوال بر دوستی و خویشاوندی و فراخ دلی و کسی کند که به چشم حقارت به وی ننگرد و پیش وی ذلیل نشود و چون نتواند جز به ضرورت نگوید
سوم آن که در وی رنجانیدن آن کس باشد که بود که آنچه دهد از شرم رهد و به ریا دهد که از ملامت ترسد پس اگر دهد رنجور شود و از دل ندهد و اگر ندهد در رنج شرم و ملامت افتد و خلاص از این بدان بود که صریح نگوید معارضه کند چنان که اگر آن کس خواهد خویشتن غافل تواند ساخت و چون صریح گوید تعیین نکند بر جمله گوید مگر که یک کس حاضر باشد که توانگر بود که همه چشم به وی دارند و اگر ندهد ملامت کنند که این نیز چون تعیین بود
اما اگر برای کسی دیگر خواهد که مستحق زکوه بود و داند که بر آن کس زکوه واجب است روا بود اگرچه رنج رسدش و چون خود مستحق زکات بود همچنین اما آنچه از بیم ملامت یا از شرم دهد حرام بود ستدن آن که آن هم چون مصادره بود و در فتوی در ظاهر زبان نگرند اما این در این جهان به کار آید و در آن جهان در فتوای دل اعتماد کنند چون گواهی می دهد که به کراهیت می دهد حرام بود
