بخش ۵۳ - پیدا کردن درجات زهد
امام محمد غزالیبدان که زهد را سه درجه است یکی آن که دنیا دوست بدارد و دل با وی می نگرد ولکن مجاهدت و صبر می کند و این را متزهد گویند نه زاهد ولکن اول زهد این بود دوم آن که دل با وی ننگرد با زهد می نگرد و زهد خویش را کاری داند این زاهد است ولکن از نقصان خالی نیست درجه سیم آن که در زهد نیز زاهد باشد یعنی که زهد خویش نبیند و آن کاری نداند و مثل وی چون کسی بود که قصد خانه پادشاهی کند تا به وزارت بنشیند سگی بر در سرای وی را منع کند لقمه ای نان به وی اندازد و وی را از خویشتن بازکند و آنگاه به وزارت رسد ممکن نباشد که آن لقمه زا نزدیک وی قدری باشد
دنیا لقمه ای است و شیطان سگی که بر درگاه بانگ می دارد چون پاره ای نان به وی انداختی از تو باشد و همه دنیا در جنب آخرت کمتر از آن است که لقمه در وزارت که آخرت را نهایت است و با نهایت هیچ نسبت ندارد با بی نهایت
و از این بود که ابویزید رضی الله عنه را گفتند که فلان در زهد سخن می گوید گفت زهد درچه گفتند در دنیا گفت دنیا نه چیزی است که در وی زهد توان کرد اول چیزی باید که تا زهد در وی توان کرد
اما درجات زهد در حق آنچه که زهد برای وی است سه است یکی آن که زاهد شود تا از عذاب آخرت برهد و بس اگر وی را با عدم برند روا دارد و این زهد خایفان است یک روز مالک دینار گفت دوش دلیری عظیم بکرده ام بر حق تعالی و از وی بهشت خواسته ام دیگر آن که برای ثواب آخرت باشد و این تمامتر بود که این زهد برجا بود و محبت برد و این زهد راجیان است
