بخش ۷۳ - پیدا کردن تفکر که برای چه می باید
امام محمد غزالیبدان که آدمی را در ظلمت و جهل آفریده اند و در جهل وی را به نوری حاجت است که از آن ظلمت بیرون آید و راه به کار خویش داند که چه می باید کرد و از کدام سو باید رفت از سوی دنیا یا از سوی آخرت و به خود مشغول می باید بود یا به حق و این پیدا نشود الا به نور معرفت و نور معرفت از تفکر پدید آید چنان که کسی در تاریکی عاجز باشد و راه نبرد سنگ بر آهن زند تا از وی نور آتش پدید آید و چراغ برافروزد از آن چراغ حالت وی بگردد تا بینا شود و راه از بی راهی بشناسد پس رفتن گیرد همچنین مثل آن دو علم که اصل است و میان ایشان جمع می باید کرد تا معرفت سیم تولد کند چون سنگ و آهن است و مثل تفکر چون زدن سنگ است بر آهن و مثل معرفت چون نور است که از وی پدید آید تا از آن حالت دل بگردد و چون حال دل بگردد کار و عمل بگردد چون بدید مثلا که اخرت بهتر است پشت با دنیا کند و روی به آخرت آرد
پس تفکر برای سه چیز است معرفتی و حالتی و عملی ولکن عمل تبع حالت است و حالت تبع معرفت است و معرفت تبع تفکر است پس اصل و کلید همه خیرات است و فضیلت وی بدین پیدا شود
