بخش ۸۶ - مقام اول در کسب و جلب منفعت
امام محمد غزالیو این بر سه درجه بود اول سببی که از سنت خدای دانسته ایم که بی آن کاری حاصل نیاید دست بداشتن آن از جنون بود نه از توکل چنان که کسی دست به طعام نبرد و در دهان ننهد تا خدای تعالی سپری بیافریند یا طعام را حرکتی ندهد تا به دهان وی شود یا کسی نکاح و صحبت نکند تا خدای تعالی فرزند بیافریند و پندارد که این توکل است این حماقت بود بلکه هر سبب که قطعی است توکل در وی به عمل و کردار نیست بلکه به علم و حال بود
اما علم آن که بداند که دست و طعام و قدرت حرکت دهان و دندان هم خدای تعالی آفریده است و حال آن که اعتماد دل وی بر فضل خدای تعالی بود نه بر طعام و بر دست که باشد که در حال دست مفلوج شود و طعام کسی غضب کند پس باید که نظر وی به فضل وی بود در آفرینش آن و در نگاهداشت آن نه بر حول و قوت خویش
درجه دوم اسبابی بود که قطعی نبود ولکن در غالب مقصود بی آن حاصل نیاید و به نادر ممکن بود که بی آن حاصل آید چون برگرفتن زاد در سفر این دست بداشتن شرط توکل نیست که این سنت رسول ص و سیرت سلف لکن متوکل بدان بود که اعتماد دل وی بر زاد نبود که باشد که ببرند بلکه اعتماد بر آفریننده و نگاه دارنده آن بود لکن اگر بی زاد در بیابان شود روا بود و از کمال توکل بود نه چون طعام ناخوردن که آن توکل نیست
