بخش ۸۸ - پیدا کردن توکل معیل
امام محمد غزالیبدان که معیل را مسلم نیست که در وادی شود و اسباب کسب دست بدارد بلکه توکل معیل جز به درجه سیم نبود و آن توکل مکتسب است چنان که صدیق می کرد برای آن که کمال توکل به دو معنی مسلم بود یکی آن که بر گرسنگی صبر تواند کرد و به هر چه بود قناعت تواند کرد اگرچه گیاه بود و دیگر آن که ایمان دارد که باشد که روزی وی گرسنگی و مرگ است و خیرت وی در آن است و عیال را بدین نتوان داشت بلکه به حقیقت نفس وی نیز عیال وی است اگر قوت صبر ندارد بر گرسنگی و اضطراب خواهد کرد وی را توکل به ترک کسب نشاید و اگر عیال نیز قوت صبر دارد و به توکل رضا دهد هم ترک کسب روا نبود پس فرق بیش از این نیست که خویشتن را به قهر فرا گرسنگی داشتن روا بود اما عیال را روا نبود
و چون کسی را ایمان تمام بود و به تقوی مشغول گردد اگرچه کسب نکند اسباب رزق وی ظاهر بود چنان که کودک که در رحم مادر عاجز است از کسب روزی ولی را از راه ناف به وی می رسد چون بیرون آید از سینه مادر می رساند چون طعام دیگر تواند خورد به وقت خویش دندان بیافریند اگر مادر و پدر بمیرند و یتیم ماند چنان که شفقت را بر مادر موکل کرد رحمت یتیم در دل خلق پدیدار آید پیش از این مشفق یکی بود و دیگران به وی بازگذاشته بودند چون مادر و پدر برفت صد هزاران را به شفقت برانگیخت چون مهتر شد وی را قدرت کسب داده و بایست آن را بر وی مسلط کرد تا خود را تیمار دارد به شفقتی که بر وی موکل است چنان که مادر تیمار می داشت به شفقتی که بر وی موکل بود
