بخش ۱۲۷ - پیدا کردن سخن گور با مرده
امام محمد غزالیرسول ص گفت در آن وقت که مرده را در گور نهند گور گوید ویحک یابن به آدم به چه غره شدی به من ندانستی که من خانه محتنم و خانه ظلمتم و خانه تنهاییم و خانه کرمم به چه فریفته شدی که بر من می گذشتی متحیر وار یک پای پیش می نهادی و یکی پس اگر مصلح بود کسی از وی جواب دهد که چه گویی یا گور که وی به صلاح بود و امر معروف و نهی منکر کرد گوید لاجرم بر وی بوستان کردم سبز آنگاه تن وی نوری گردد و روح وی به آسمان شود و در اثر است که مرده را در گور نهند و عذاب کنند همسایگان وی آواز دهند که یا متخلف تو باری باز پس ماندی و ما از پیش بیامدیم چرا به ما عبرت نگرفتی ندیدی که ما بیامدیم و اعمال ما منقطع شد و تو مهلت یافتی چرا آنچه ما را فوت شد تو تدارک نکردی و هم چنین همه گوشهای زمین ندا کنند که ای فریفته دنیا چرا عبرت نگرفتی به کسانی که از پیش تو برفتند و هم چون تو فریفته شده بودند و در خبر است که بنده شایسته را چون در گور نهند کردارهای نیکو گرد بر گرد فرو گیرند و وی را نگاه می دارند چون ملایکه عذاب از جانب پای درآیند نماز پیش آید و گوید بسیاری بر پای ایستاده است برای خدای و چون از جانب سر درآیند روزه گوید نه بسیار تشنگی کشیده است در دنیا و چون از جانب تن درآید حج و غزا گویند نه رنج بسیار کشیده است به تن و چون از جانب دست درآید صدقه گوید دست از وی بدارید که بدین دست صدقه بسیار داده است ملایکه گویند خوش و مبارکت باد بازگردند و ملایکه رحمت بیایند وی را فرشی از بهشت بیاورند و بیفکنند و گور بر وی فراخ کنند چندان که چشم برسد و قندیلی از بهشت بیاورند تا در نور آن می بود تا روز قیامت
و عبدالله بن عبید گوید که رسول ص گفت که مرده را در گور نهند آواز پای مردمان می شنود که از پس جنازه فراز آمده باشند و هیچ کس با وی سخن نگوید مگر گور گوید نه بسیار با تو بگفته بودند از صفت و هول تنگی من چه ساخته ای برای من
