بخش ۱۲۹ - پیدا کردن احوال مردگان که مکشوف شده است به طریق خواب
امام محمد غزالیرسول ص گفت هرکه مرا به خواب بیند مرا بیند که شیطان بر صورت من نتواند آمدن و عمر رضی الله عنه رسول ص را به خواب دید سر بر وی گران عمر گفت چه بوده است گفت نتوانی که در روزه اهل خویشتن را بوسه دهی هرگز نیز عمر آن نکرد هرچند که این حرام نیست ولکن ناکردن اولیتر و با صدیقان چنین دقایق مسامحت نکنند اگرچه با دیگران کنند
عباس می گوید مرا با عمر دوستی بود خواستم که پس مرگ وی را به خواب بینم پس از یک سال وی را دیم چشم می سترد گفت اکنون فارغ شدم و کار در خطر بود اگر نه آن بودی که خدای کریم بود و عباس می گوید ابولهب را به خواب دیدم در آتش می سوخت گفتم چگونه ای گفت همیشه در عذابم مگر شب دوشنبه که رسول ص شب دوشنبه بزادند مرا بشارت دادند از شادی بنده ای آزاد کردم به ثواب آن شب دوشنبه عذاب از من برگرفتند
و عمر بن عبدالعزیز گوید رسول ص را به خواب دیدم با ابوبکر و عمر نشسته چون با ایشان بنشستم ناگهان علی علیه السلام درآمد و معاویه را بیاوردند و در خانه فرستادد و در ببستند در وقت علی بیرون آمد و گفت قضی الی و رب الکعبه یعنی که حق مرا نهادند پس به زودی معاویه بیرون آمد و گفت غفرلی و رب الکعبه مرا نیز عفو کردند و بیامرزیدند
