شمارهٔ ۴۷
میرزا حبیب خراسانیچهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
گر بود جز در دلی آشفته و دیوانه نیست
ورد صبح و شام زاهد را اثر نبود اگر
هست تاثیری بجز در ناله مستانه نیست
بر در شاهان چه پویی از گدایان جو مراد
گنج از آبادی چه جویی جز که در ویرانه نیست
قاف عنقا را همه افسانه و هم و خیال
چند گویی گفته دانشوران افسانه نیست
یاوه پویی تابکی از بهر راحت در جهان
راحتی گر هست جز در ساحت میخانه نیست
درد اگر داری برو گام از پی مردان بزن
توشه این ره بجز یک همت مردانه نیست
