شمارهٔ ۱۳۴
میرزا حبیب خراسانیتا چند از این خاک بمیرید و بزایید
گامی بگذارید و بر افلاک بر آیید
بکبار بمیرید و دوم بار نمیرید
یکبار بزایید و دوم بار مزایید
یکروز مباشید و همه روز بباشید
یکدم بمپایید و همه سال بپایید
از لب بسوی کوه وز که باز سوی لب
خواهید روان شد که همه رجع صدایید
باز آمدن و رفتن از این خانه شما را
از چیست بپرسید که چونید و چرایید
بر دولت و بر مال فزایش نکند سود
آن سود بود سود که بر خود بفزایید
خود منبع شهد و شکر و کان نباتید
تا چند بطمع شکر انگشت بخایید
ای پاک نژادان فلک قدر ملک صدر
تا کی بدر مفلسکان چهره بسایید
زین سوی بدان سوی و زین کوی بدان کوی
چون یوسف مصرید که در بیع و شرایید
