شمارهٔ ۴۱میرزا حبیب خراسانیرباعیاتای سنبل تو همیشه تاب آلودهوی نرگس تو همیشه خواب آلودهجز لعل لبان تو ندیدم هرگزدر عالم آتشی بآب آلوده