شمارهٔ ۸۸
حاجب شیرازیپرده وهم برانداز بتا تات ببینند
تا که سیرت عرب و کرد و لر وفات ببینند
مات ماییم چو آیینه به رخسار دلارات
کاش در ظاهر و باطن هم چون مات ببینند
به سر و پای تو سوگند که بی پا و سران را
سر آن است که پیوسته سراپات ببینند
شکرافشان که همه لعل شکرخات ببوسند
روی بنما که همه طلعت زیبات ببینند
ای به بالا همه والا و به قامت چو قیامت
قد برافراز که در عالم بالات ببینند
پایداری کن و پا بر سر این دار فنا نه
تا که بردار حواری چو مسیحات ببینند
حاجبا از حجب وهم برون آی خدا را
تا که بین همه با دیده بینات ببینند
