شمارهٔ ۲۷ - در مدح حضرت امیر مؤمنان علیه السلام و عرض شکوا
حزین لاهیجیآن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم
با درد و غم عشق سرشتند خمیرم
مرغان اولی الاجنحه گردند خروشان
چون بال گشاید ز سر سدره صفیرم
خم گشته قدم حلقه زنجیر جنون است
از دولت عشق است جوان کلک دبیرم
کوه از اثر ناله من می رود از جای
بشنو که هم آواز زبور است زفیرم
غم نیست اگر پیر شدم عشق جوان است
رقصد فلک پیر به گلبانگ صریرم
چون شاخ گوزن است قد خم شده اما
از بیشه اندیشه دمد نعره شیرم
از راهبرانم که به توفیق رفیقم
از بی خبرانم که به تحقیق خبیرم
در مصطبه صدق و صفا صاف شرابم
