شمارهٔ ۷
حزین لاهیجیمی چون سبو کشید لب می پرست ما
در کارگاه سعی نجنبید دست ما
ما کرده ایم دانه ی دل در زمین عشق
از آسیای چرخ نیاید شکست ما
امروز زاهد از لب ما بوی می شنید
ای بی خبر ز بزم شراب الست ما
پا در زمین نشیه ی عشرت فشرده ایم
باشد چو تاک میکده ها زیر دست ما
خمخانه ها تهی شد و ما تشنه لب حزین
می شد کباب حوصله ی دیر مست ما
