شمارهٔ ۲۴۳
حزین لاهیجیاشک چشم من و شراب یکیست
دل گرم من و کباب یکی ست
بحر بحر است و موج در تکرار
ذره بسیار و آفتاب یکی ست
نقش موهوم کارگاه وجود
صد هزار است و در حساب یکی ست
کفر و دین را چه فرق با دوری
نور و ظلمت چو شد حجاب یکی ست
بشکن از بوسه ای خمار حزین
لب لعل تو و شراب یکی ست
