شمارهٔ ۳۶۲
حزین لاهیجیاز پرده چو خواهد گل رخسار برآرد
پوشد به لباس گل و از خار برآرد
دل از خم زلفش چه خیال است برآرم
چون آینه کز سبزه ی زنگار برآرد
امروز مگر همت مردانه ی ساقی
بنیاد غم از ساغر سرشار برآرد
افسرده دلی رفت ز حد شور جنون کو
تا بی خودم از خانه خمار برآرد
بوی سر زلف تو دهد طرح به سنبل
آهی که حزین از دل افگار برآرد
