شمارهٔ ۳۹۰
حزین لاهیجیخوش آنکه ساقی مجلس نقاب بردارد
غبار توبه ام از دل شراب بردارد
رهین منت دریا نمی توان گشتن
بگو به ابر ز چشم من آب بردارد
به رنگ نافه کند خون به دل اسیران را
چو عارضت اثر از مشک ناب بردارد
ز دل دگر چه توقع نگاه گرم تو را
بگو خراج ز ملک خراب بردارد
چو چنگ پشت حزین شد ز غم دوتا و هنوز
نشد که گوش ز چنگ و رباب بردارد
