شمارهٔ ۷۳
حزین لاهیجیتیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
یارای تپیدن نبود بسمل ما را
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر گل ما را
امیدم از آن چشم سیه بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را
تیغ نگه افتاده گران قاتل ما را
یارای تپیدن نبود بسمل ما را
در طینتم آن مهر و وفایی که سرشتند
خشت سر خم می کند آخر گل ما را
امیدم از آن چشم سیه بود نگاهی
دردا که تغافل کده کردی دل ما را