شمارهٔ ۱۴۳
حزین لاهیجیهرکس که نظر باز به آن زلف دوتا شد
درحلقه زنجیر نظر بند بلا شد
هر ذره خاکیست جدا تشنه خونی
رحم است بران قطره که از بحر جدا شد
هرکس که نظر باز به آن زلف دوتا شد
درحلقه زنجیر نظر بند بلا شد
هر ذره خاکیست جدا تشنه خونی
رحم است بران قطره که از بحر جدا شد