شمارهٔ ۱۷۴
حزین لاهیجیآن کیست تا ز کار کسی عقده واکند
تقدیر نی به ناخن مشکل گشا کند
بر چشم مهر و مه ننهد پای غیرتم
گردون گر استخوان مرا توتیا کند
آن کیست تا ز کار کسی عقده واکند
تقدیر نی به ناخن مشکل گشا کند
بر چشم مهر و مه ننهد پای غیرتم
گردون گر استخوان مرا توتیا کند