شمارهٔ ۲۴۸
حزین لاهیجیلقمه ای را ممسک از آزادگان دارد دریغ
از هما این سگ ز خست استخوان دارد دریغ
با کدام امید دیگر زندگانی کس کند
تیغش آبی از گلوی تشنگان دارد دریغ
لقمه ای را ممسک از آزادگان دارد دریغ
از هما این سگ ز خست استخوان دارد دریغ
با کدام امید دیگر زندگانی کس کند
تیغش آبی از گلوی تشنگان دارد دریغ