شمارهٔ ۲۹۲
حزین لاهیجیلخت دل با سینه از اشک مدام آمد برون
این کباب آخر ز آتشخانه خام آمد برون
گشت با زخم نمایان سینه صبح آشنا
شب که تیغ ناله من از نیام آمد برون
لخت دل با سینه از اشک مدام آمد برون
این کباب آخر ز آتشخانه خام آمد برون
گشت با زخم نمایان سینه صبح آشنا
شب که تیغ ناله من از نیام آمد برون