شمارهٔ ۲۹۸
حزین لاهیجیای تهیدست به امید و امل غره مشو
مزرعی را که نکشتی نتوان کرد درو
من تنک مایه ام و پیر مغان مستغنی
وای اگر خرقه سالوس نگیرد به گرو
ای تهیدست به امید و امل غره مشو
مزرعی را که نکشتی نتوان کرد درو
من تنک مایه ام و پیر مغان مستغنی
وای اگر خرقه سالوس نگیرد به گرو