بخش ۱۱
حزین لاهیجیگر به هستی نظر کند عارف
چون به علم الیقین بود واقف
بیند اول فراخور حالش
ذات حق و صفات افعالش
چون به عین الیقین رسد زان پس
همه ذات و صفات بیند و بس
چونکه حق الیقین نماید رو
گوید آنگاه لیس الا هو
او نگوید جز آنکه اوست که اوست
همه را بنگرد چه مغز و چه پوست
معنی مختلف به هستی نیست
ذهنی و خارجی به یک معنی ست
لیک دارد مراتب بسیار
منکشف باد بر اولواالابصار
درجاتش یکی ز یک برتر
اختلاف مراتبش بنگر
هر مقامی به وصفی و نامی
هر یکی راست خاصه احکامی
چون الوهیت و ربوبیت
