بخش ۱۹
حزین لاهیجیای خدای بلندی و پستی
شاهد هوشیاری و مستی
مطرب ناله های سیر آهنگ
نفس بی خروش سینه چنگ
زخمه تار آه دردآلود
غازه داغ سینه های کبود
باده ساغر تهی دستان
به نوای تو می زنم دستان
پرده ها پرده ترانه توست
باده ها از شرابخانه توست
بیخودیها کدام و هستی کو
هوشیاری کجا و مستی کو
خبر از کاسه و سبویم نیست
می به کام و به کف کدویم نیست
می خراشم درون سینه به داغ
نمکی می خرم به لابه ولاغ
می زنم نشتری به تار نفس
می کنم خون دلی به کار هوس
نقش هستی تراشیم فرسود
دل خراشیدم و ندیدم سود
برق ریزم ز آه و سوزم سنگ
بیستون می کنم به ناخن و چنگ
