شمارهٔ ۳۵۰
هلالی جغتاییباز ای سوار شوخ کجا می روی مرو
آه این چه رفتنست چرا می روی مرو
هر دم ز رفتن تو بلای دلست و دین
ای کافر بلا چه بلا می روی مرو
چین بر جبین فگنده برون رفتنت خطاست
ای ترک چین براه خطا می روی مرو
بر عزم گشت خرم و خندان شدی سوار
ای گل که همچو باد صبا می روی مرو
دل رفته است و از پی او تند می روی
با آنکه از پی دل ما می روی مرو
گفتی برون روم که هلالی شود هلاک
او خود هلاک شد تو کجا می روی مرو
