شمارهٔ ۳۵۶
هلالی جغتاییبلبل بباغ و جغد بویرانه ساخته
هر کس بقدر همت خود خانه ساخته
بازم فسون چشم تو افسانه ساخته
عقل از سرم ربوده و دیوانه ساخته
یارب چرا شدست رقیب آشنای تو
وز من ترا ز بهر چه بیگانه ساخته
از ما شنو حکایت ما پیش ازان که خلق
گویند با تو یک بیک افسانه ساخته
پیمانه ای بیار و بما ده که بعد ازین
دوران ز خاک ما و تو پیمانه ساخته
خرسند شد هلالی مسکین بخال او
که مزرع جهان بهمین دانه ساخته
