بخش ۵۳ - مناجات
کردگارا به بی نیازی خویش به کریمی و کارسازی خویش به سهی قامتان گلشن ناز به ملامت کشان کوی نیاز به صفات جلال و اکرامت نظر خاص و رحمت عامت به سلاطین مسند تحقیق یالکان مسالک توفیق به
۵۳ شعر از هلالی جغتایی
کردگارا به بی نیازی خویش به کریمی و کارسازی خویش به سهی قامتان گلشن ناز به ملامت کشان کوی نیاز به صفات جلال و اکرامت نظر خاص و رحمت عامت به سلاطین مسند تحقیق یالکان مسالک توفیق به
در دریای سرمدست علی جانشین محمدست علی اسدالله سرور غالب شاه مردان علی ابوطالب هر که با شیر حق زند پنجه پنجه خویشتن کند رنجه ساقی شیرگیر سرمستان زیر دستش همه زبردستان در کف انگشت او
گوهر حقه دهان سخنست جوهر خنجر زبان سخنست گر نبودی سخن چه گفتی کس در معنی چگونه سفتی کس سر کس را کسی چه دانستی راز گفتن کجا توانستی این سخن گر نه در میان بودی آدمی نیز بی زبان بودی
روزی از روزهای فصل بهار که تفاوت نداشت لیل و نهار چندی از اهل طبع در چمنی مجمعی ساختند و انجمنی گفتگوی سخن وری کردند دعوی نکته پروری کردند نکته دانی که داشت معرفتی خواست تا غنجه را
ای که با من سر سخن داری گفتگوی نو و کهن داری ساعتی گوش هوش با من دار مستمع باش گوش با من دار گوش کن این فسانه دیرین چه بری نام خسرو و شیرین بشنو از من حکایت غرا چه دهی شرح وامق و ع