شمارهٔ ۱۷
حسین خوارزمیای بر دل شکسته ز درد تو داغ ها
در سینه ام ز آتش عشقت چراغ ها
چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاست
نگشاید از تفرج گلزار و باغ ها
جان های ما به داغ جدایی بسوختی
باشد که رخت خویش شناسی به داغ ها
در ورطه بلای تو دل گمشده است و جان
شد سال ها که می کند از وی سراغ ها
شرح شمایل تو حسین ار کند شود
ز انفاس جان فزاش معطر دماغ ها
