شمارهٔ ۸۰
حسین خوارزمیعشاق وفاپیشه اگر محرم مایید
از خود بدر آیید و در این بزم درآیید
در بزم احد غیر یکی راه ندارد
با کثرت موهوم در این بزم میایید
تا نقش رخ دوست در آیینه به بینید
زنگار خود از آینه دل بزدایید
چون صاف شد آیینه ز اغیار بدانید
کایینه وهم ناظر و منظور شمایید
کونین چه جسم است و شما جان مقدس
عالم چو طلسم است و شما گنج بقایید
مستور شد اندر صدف آن گوهر کمیاب
گوهر بنماید چو صدف را بگشایید
در کعبه دل عید تجلی جمالت
ایقوم بحج رفته کجایید کجایید
سرگشته در آن بادیه تا چند بپویید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
چون مقصد اصلی ز حرم کعبه وصل است
غافل ز چنین کعبه مقصود چرایید
گفتار حسین است ز اسرار خدایی
دانیدش اگر واقف اسرار خدایید
