شمارهٔ ۲۱۰
حسین خوارزمیگفته ای الیوم اکملت لکم دین الهدی
آن زمان کین رحمت مهداة اهدا کرده ای
تا ز مهر او تواند صبح صادق دم زدن
غره او را ز نور مهر غرا کرده ای
تا بود شب آیتی از گیسوی مشکین او
طره های لیل را از وی مطرا کرده ای
تا نسیم جعد او همراه کرده نکهتی
زو همه آفاق را پر مشک سارا کرده ای
شمه ای را از نسیم گلستان خلق او
رشک انفاس روان بخش مسیحا کرده ای
آن ملاحت داده ای او را که از یک دیدنش
یوسفان شش جهت را چون زلیخا کرده ای
در بهار شرع از باغ ریاحین و خضر
صحن غبرا را چو سطح چرخ خضرا کرده ای
کوس سبحانی بنام آن شه گیتی زده
مهر منشور جلال او را منیرا کرده ای
در معارج از مدارج داده او را ارتقا
کم کسی را واقف از اسرار اسری کرده ای
گاه رمی او ز قول ما رمیت اذرمیت
بر رموز مخفی توحید احیا کرده ای
