شمارهٔ ۲ - ترجیع بند دوم
حسین خوارزمیای حریف شرابخانه عشق
نوش بادت می مغانه عشق
جان تو شاهباز سدره نشین
دل تو مرغ آشیانه عشق
تو به افسون عقل گوش منه
بشنو از عاشقان فسانه عشق
کی بساحل رسد دلم هیهات
در چنین بحر بی کرانه عشق
بر جهان آستین برافشانم
گر نهم سر بر آستانه عشق
چون بعشقند عاشقان زنده
ما نمیریم در زمانه عشق
آتش اندر نهاد دوزخ زد
دل عاشق بیک زبانه عشق
ای سواری که توسن دل را
کرده ای رام تازیانه عشق
عشق صیاد مرغ جان من است
زلف و خال تو دام و دانه عشق
بشنو این قول از ترانه عشق
تا از او کاینات یافت وجود
از یکی شاهدی که نیست جز او
عشق گاهی نیاز و گه ناز است
گاه از آن عابد است و گه معبود
زان ملک ساجد آمد او مسجود
عرش و کرسی بر او کنند سجود
آه از آن لحظه ای که بردارد
مگر این نکته گوش تو نشنود
حسن خود را چو دید شیدا شد
گرچه در پرده های شکل و صور
چون از این سر حسین شد آگه
یار با ما و ما از او دوریم
نظر از غیر دوست دوخته ایم
سود و سرمایه گو برو از دست
گرچه از جمله آخر آمده اند
چون در آن آستانه ره یابند
خود جز و در جهان نمیدانند
سالها شد که مست و حیرانند
هر که فانی شود ز کبر و ریا
چون همه اوست خود کرا داند
هست احول کسی که در ره عشق
هر که یکبار حسن روی تو دید
پیش محراب ابرویت شب و روز
زانکه با دوست راز دارد دل
ایکه آگه نه یی ز وحدت عشق
از تو یک این نیاز دارد دل
چون بلا نقد عشق را محک است
بعد از این این و آن چرا جویم
این مراد از تو دایما جویم
هر که در راه عشق صادق نیست
آدمی نیست هر که عاشق نیست
بت بود غیر دوست در ره عشق
بت پرستیدن از تو لایق نیست
لاحق از پیش رفت و سابق نیست
بشنو از من گرت علایق نیست
چون تو از خویشتن فنا گشتی
تا تو بینی نگار خود بکنار
شمارهٔ ۲ - ترجیع بند دوم - حسین خوارزمی | ناهید