تهنیت فتح عراق و مدح سلطان سنجر
این اشارتها که ظاهر شد ز لطف کردگار وین بشارتها که صادر شد به فتح شهریار یافت خواهد ملت از اندازه آن دستگاه گشت خواهد دولت از آوازه آن پایدار گرچه سلطان را فراوان فتحها حاصل شده ست
۷ شعر از عبدالواسع جبلی
این اشارتها که ظاهر شد ز لطف کردگار وین بشارتها که صادر شد به فتح شهریار یافت خواهد ملت از اندازه آن دستگاه گشت خواهد دولت از آوازه آن پایدار گرچه سلطان را فراوان فتحها حاصل شده ست
منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا وز هر دو نام ماند چو سیمرغ و کیمیا شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا گشته ست باشگونه همه رسمهای خلق زین عالم نبهره و گردون بی
به فر دولت میمون به فضل ایزد داور به فال فرخ اختر به سعی گنبد اخضر همه عالم ز مشرق تا به مغرب کرد مستخلص معزالدین و الدنیا خداوند جهان سنجر جهانداری که چون گویند گاه خطبه نام او نب
بر ماه روشن از شب تاری علم کشید وز مشک سوده بر گل سوری رقم کشید زنجیره ای ز قیر و طرازی ز غالیه بر عارض چو ماه و رخ چون بقم کشید آشوب خلق را خط مشکین خدای عرش بر روی چون شکفته گل آ
نگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بندد هر آن کاو را ببیند کی دل اندر سیم و زر بندد طمع باید برید از جان شیرین چون من آن کس را که بیهوده دل اندر عشق آن شیرین پسر بندد گهی از مشک زلف
زهی شاهنشه اعظم زهی فرمانده کشور زهی دارنده عالم زهی بخشنده افسر زهی جمشید داد و دین زهی خورشید تحت دین زهی مولای انس و جان زهی دارای بحر و بر زهی شایسته مسند زهی بایسته خاتم زهی پ
ای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل من شیفته و فتنه بر آن سنبل و آن گل زلفین تو قیر ی ست برانگیخته از عاج رخسار تو شیر ی ست برآمیخته با مل بر دامن لعل است تو را نقطه عنبر بر گوشه ما