شمارهٔ ۴۶ - در ستایش اتابک اعظم مظفر الدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز
خاقانی شروانیصبح چون زلف شب براندازد
مرغ صبح از طرب پر اندازد
کرکس شب غراب وار از حلق
بیضه آتشین براندازد
کرته فستقی بدرد چرخ
تا به مرغ نواگر اندازد
برشکافد صبا مشیمه شب
طفل خونین به خاور اندازد
زخمه مطربان صلای صبوح
در زبان های مزهر اندازد
زلف ساقی کمند شب پیکر
در گلوی دو پیکر اندازد
بر قدح های آسمان زنار
مشتری طیلسان دراندازد
لب زهره ز دور بوسه تر
بر لب خشک ساغر اندازد
در بر بلبله فواق افتد
کز دهان آب احمر اندازد
مرغ فردوس دیده ای هرگز
